وقتی دلم برات تنگ میشه...
()*()
(-.-)
(")(") چشمامو می بندم و فکر میکنم که تو....
()@( ()*()
( `.`(`.` )
(") (`(")(") همیشه پیشمی!
امیدوترم امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو ببینی ولی سعی کن بهش عادت نکنی چون من هر شب نمی تونم بیام تو خوابت .
میدونی که تو زیبا ترین شخصی هستی که تا به حال دیدم البته جایی که میوه نباشه چغندر سلطانه!!!!
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت.............................. آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد............................... خلاصه ریدی به فرش.
اس ام ا س سر کاری:
سلام بچه ها یه خبر فوری: بالاخره من هم زن گرفتم ... .... یه هم زن برقی!!!
قانون 22 نیوتون: عشق در پسران از بین نمیره بلکه از دختری به دختر دیگه منتقل میشه!!
خیلی وقته میخوام یه چیزی بهت بگم ولی تا حالا روم نشده گفتنش خیلی برام سخته
د
دو
دوس
دوسه لیتر بنزین داری به من بدی؟؟!
به ترکه میگن درو ببند هوای بیرون سرده. میگه مثلا من درو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟؟
اندازه یه لوبیا دوست دارم.... ناراحت نشو عزیزم... لوبیای سحر آمیزو میگم!!
درجات دیوانگی:
.1 گیج
.2 خنگ
.3 پپه
.4 یول
.5 اسکل
.6 شاسکول
.7 گاگول
.8 لر
.9 طرف
.1 ... اسمت چی بود؟؟؟!
يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم.
تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم
" مثل عقل " انسانیت " درک بالا...
اینا اصلا ارزش نداره ناراحت نباش...!!!
تمام گلهای خوشبوی دنیا رو هم به پات بریزم، بازم کمه. چون پاهات خیلی بو میده!
البته واسه اونايي كه مغزشون پره! تو راحت باش...
ميدوني من دوستت دارم، من عاشقتم، مي ميرم برات، مي بوسمت...
...
...
...
چند تا ميم داره؟؟؟
منبع: http://www.sheytona.blogfa.com/
کثافتکاری
داشتم فکر میکردم اگه آدمها یک مقدار از پاستوریزه بودن فاصله بگیرن و به سمت کثافت کاری پیش برن چه اتفاقی میفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا به نظر شما واقعا این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
یا از چه ماده ای تشکیل شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تزج و چرب و کشدار ؟؟؟؟؟؟؟؟

از كسي پرسيدند:« چند سال
داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور كه تو پس پس مي روي، به شكم مادرت باز مي گردي!»
مولوي، « مثنوي »
سكوت
در مجلس معاويه، يكي از بزرگان خاموش بود و هيچ نمي گفت.
معاويه گفت:« چرا سخن نمي گويي؟»
گفت:«چه بگويم؟ اگر راست بگويم، از تو بترسم و اگر دروغ گويم، از خدا بترسم. پس در اين مقام، سكوت بهتر است.»
محمد عوفي،« جوامع الحكايات»
نظر به اين که بشر بي سر و پا - اين جانور دو پاي عجيب الخلقه وحشي، خودخواه، زورگو، درنده خو، دد منش، بي رحم، سفاک، خونخوار، قسي القلب، بهره کش ، ستمگر، غدار، قهار، زبان باز، دو رو، مکار ، جاني، رواني- و هم چنين اين موجود بسيار حقير پست فطرت جاهل و کاهل، نادان و ناتوان، کوردل و کر باطن، تنگ نظر و خام انديش، خرافاتي و خيالاتي، گمراه و سر به هوا، مفلوک و منفور، که خيال مي کند عقل کل است و اشرف مخلوقات، ولي در بي عقلي و پست فطرتي زبانزد خاص و عام و کس و ناکس است، قصد دارد که ار حيوانت نجيب، شريف، زحمت کش، اصيل، صديق ، صبور و مظلوم زبان بسته چهار پا استفاده ابزاري کرده و آن ها را با بي رحمي، خودخواهي و زور گويي تمام از صراط مستقيم و مسير صحيح زندگي خود منحرف کرده و به بيراهه هاي بن بست و بي سرانجام و واهي و سراب فرجام خود بکشاند و همانند خود، گمراه و سرگردان سازد، لذا، بدين وسيله، از اين تاريخ، هر گونه استفاده ابزاري از چهار پايان زبان بسته بيچاره و بي گناه، توسط دو پايان زبان نفهم و زبان دراز زور گو، اکيداً ممنوع و قدغن اعلام مي شود و با متخلفين به شدت و حدت تمام و در ملاء عام و خاص برخورد قانوني و فرا قانوني، حتي غير قانوني، خواهد شد. در ضمن براي اين که همه چيز از قبل روشن و شفاف باشد و بعداً اعتراضي از جانب دو پايان دبه در بيار بامبول باز نشود، مجازات اين عمل شنيع و فساد انگيز به شرح زير اعلام مي شود:
1- دو پاي خاطي ( منظور انسان است) بايد پانصد و پنجاه و پنج فقره لگد از طرف چهار پاي ستم ديده و اهانت شده - در ناحيه باسن و ...- نوش جان نمايد.
2- دو پاي خاطي بايد پانصد و پنجاه و پنج بار چهار پاي مظلوم يا مظلومه را در يکي از ميدان هاي اصلي يا فرعي شهر- به انتخاب خود چهار پاي مظلوم يا مظلومه- بر کول خود سواز کرده و کولي بدهد و دور ميدان بگرداند.
3- دو پاي خاطي بايد به پانصد و پنجاه و پنج زبان زنده و مرده دنيا، به هر زبان پانصد و پنجاه و پنج بار، با صداي رسا و بلند - به نظم يا به نثر - با قافيه يا بي قافيه - اعلام کند که از هر خري در عالم خر تر و از هر شتري شتر تر و از هر گاو و گوساله اي گاو تر و گوساله تر و از هر قاطر و يابويي قاطر تر و يابو تر است، و يک کلام هيچ جانوري به پستي و مفلوکي او نيست.
جكهاي ملانصرالدين
ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!![]()
يك روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي كند. موقع گشتن به دنبال آن يك گورخر پيدا مي كند. به آن مي گويد: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت!
لطيفه
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!
شش سال اوّل زندگی:
• گريه نكن
• شيطونی نكن
• دست تو دماغت نكن
• تو شلوارت پیپی نكن
• مامانت رو اذیت نكن
• روی ديوار نقاشی نكن
• انگشتت رو تو پريز برق نكن
• دمپايی بابا رو پات نكن
• به خورشيد نگاه نكن
• شبها تو جات جيش نكن
• تو كمد مامان فضولی نكن
• با اون پسر بیتربيته بازی نكن
• اسباببازیها رو تو دهنت نكن
• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نكن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نكن
۲- دوره ی دبستان:
• موقع رفتن به مدرسه دير نكن
• پات رو تو جاميزی نكن
• ورقهای دفترت رو پاره نكن
• مدادت رو تو دهنت نكن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نكن
• تخته پاككن رو خيس نكن
• حياط مدرسه رو كثيف نكن
• با دخترها «دكتربازی» نكن
• دست تو كيف بغل دستيت نكن
• تختهسياه رو خطخطی نكن
• گچ رو پرت نكن
• تو راهرو سر و صدا نكن
• تو كلاس پچپچ نكن
• ATARI بازی نكن
۳- دوره ی راهنمايی:
• ترقه بازی نكن
• SEGA بازی نكن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نكن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نكن
• تو كوچه فوتبال بازی نكن
• دست تو جيب بابات نكن
• با مامانت كلكل نكن
• تو كلاس صحبت نكن
• بعد از ظهر سر و صدا نكن
• با دختر مردم منچ بازی نكن
• اتاقت رو شلوغ نكن
• روی ميز بابات كتابهات رو ولو نكن
• عكس لختی تماشا نكن
• با بچّههای بیادب رفت و آمد نكن
• جر و بحث نكن
۴- دوره ی دبيرستان:
• با كامپيوتر بازی نكن
• تو حموم معطل نكن
• تقلب نكن
• با دوستات موتورسواری نكن
• عصرها دير نكن
• با دختر مردم صحبت نكن
• با بابات دعوا نكن
• تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن
• تو خيابون دنبال دخترها نكن
• مردمآزاری نكن
• نصف شب سر و صدا نكن
• فيلم سوپر نگاه نكن
• وقتت رو با مجله تلف نكن
• چشمچرونی نكن
۵- دوره ی دانشگاه:
• رشتهای رو كه دوست داری انتخاب نكن
• ۲۴ ساعته چت نكن
• سر كلاس درس غيبت نكن
• با دختر مردم دل و قلوه رد و بدل نكن
• خيابونها رو متر نكن
• تو سياست دخالت نكن
• با دخترهای مردم هر كاری دلت خواست نكن
• شب برای شام دير نكن
• با مأمور پليس كلكل نكن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نكن
• موبايلت رو Reject نكن
• حذف پزشكی نكن
• آستين كوتاه تنت نكن
• همه رو دودره نكن
۶- دوره ی سربازی:
• موهات رو بلند نكن
• روت رو زياد نكن
• از اوامر سرپيچی نكن
• فرار نكن
• با اسلحه شوخی نكن
• غيبت نكن
• به آينده فكر نكن
• درگيری ايجاد نكن
• به فرمانده بیاحترامی نكن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فكر نكن
• با رئيس عقيدتی جر و بحث نكن
• اعتراض نكن
• با دختر مردم نامهنگاری نكن
• از تلف شدن وقتت ناله نكن
• از آشپزخونه دزدی نكن
۷- دوره ی شوهر بودن:
• با زنت شوخی نكن
• زنت رو با دختر مردم مقايسه نكن
• به زنت خيانت نكن
• با دوستانت الواتی نكن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نكن
• به زنهای ديگه نگاه نكن
• موبايلت رو قايم نكن
• از عكسهای قبل از ازدواجت نگهداری نكن
• پولت رو خرج دوستات نكن
• رفتار دوران مجردی رو تكرار نكن
• غير از زندگی مشترك به هيچ چيز فكر نكن
• ريسك نكن
• بدون اجازهء زنت هيچ كاری نكن
۸- دوره ی پدر بودن:
• بچه رو تنبيه نكن
• به بچه بیتوجهی نكن
• بچهت رو با بچههای ديگه مقايسه نكن
• به بچه توهين نكن
• بچه رو از بازی منع نكن
• بچهت رو به كتك زدن بچهء مردم تشويق نكن
• با بچه كلكل نكن
• بچه رو محدود نكن
• بچه رو از جنس مخالف دور نكن
• به مادر بچه بیتوجهی نكن
• بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن
• آزادی بچه رو محدود نكن
• به حلالزاده بودن بچه شك نكن
• از خواستهای بچه چشمپوشی نكن
۹- دوره ی پيری:
• برای بچههات مزاحمت ايجاد نكن
• نوههات رو لوس نكن
• با پيرزنهای ديگه معاشرت نكن
• به خاطراتت فكر نكن
• پولت رو خرج نكن
• هوس جوونی نكن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن
• با زنت بیوفايی نكن
• از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتی نكن
• لباس شاد تنت نكن
• به بيوه شدن دختر مردم توجه نكن
• تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن
• از گذشته ناله نكن
• به هر كی رسيدی، نصيحت نكن
• به آينده فكر نكن
۱۰- دوره ی پس از مرگ !
• حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاری دلت میخواد بكن...
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
منبع : dementor2
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد ![]()
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه
---------------------------------------------------------------
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي
---------------------------------------------------------------
پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن
---------------------------------------------------------------
تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری
---------------------------------------------------------------
به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم
---------------------------------------------------------------
دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن
---------------------------------------------------------------
به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!
---------------------------------------------------------------
ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم
---------------------------------------------------------------
شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه
---------------------------------------------------------------
عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه
---------------------------------------------------------------
يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود
---------------------------------------------------------------
يارو ميره حرم داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی میشه! من پارسال اومدم ، حامله شدم
---------------------------------------------------------------
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
---------------------------------------------------------------
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت داشته باشه
---------------------------------------------------------------
پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟
---------------------------------------------------------------
يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
---------------------------------------------------------------
يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ
---------------------------------------------------------------
گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه
---------------------------------------------------------------
يه پسره به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم ![]()
برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب...
*** سلام خيلي دوست دارم!يه روزميام دنبالت مي ريم يه جاي دور كه دست هيچكي بهمون نرسه! قربانت(عزرائيل)
به يه نفر ميگن gf مخفف چيه؟ ميگه گوجه فرنگي! (يه توضيح بدم اين كه gf مخفف girl friend هست)
*** اگر زندگي مرگ است و مرگ هم زندگي، پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي.
*** امروز چهارشنبه است، حالا براي غافلگير كردن اموات، صلوات!
*** خدا رو دوست دارم چون حرف هاي آدمو SEND TOO ALL نمي كنه! خدا رو دوست دارم چون هميشه ONLINE! خدا رو دوست دارم چون هيچ كس رو IGNORE نمي كنه و به همه اجازه مي ده ADDش كنند!
*** آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم، حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم!
*** هميشه حرفي رو بزن كه بتوني بنويسيش. چيزي رو بنويس كه بتوني پاش امضا �كني. چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش بايستي!
*** 10% دلم برات تنگ شده! 20% به يادت هستم! 30% بهت فكر مي كنم! 40% ميخوام پيشم بموني! 50% بهت احتياج دارم! 60% براي خودم ميخوامت! 70% به دنبالتم! 80% ازت خوشم مياد! 90% دوست دارم! 100% سر كارت گذاشتم!
*** لحظات را طي كرديم تا به خوشبختي برسيم، اما وقتي رسيديم فهميديم خوشبختي همان لحظات بود!
*** اشك وقتي زيباست كه �براي عشق باشد، عشق وقتي زيباست كه براي تو باشد و تو وقتي زيبايي كه براي من باشي!
*** اگه مردونگي مْرده، اگه رفاقت ها رنگ باخته، اگه عشق ديگه معنا نداره، اگه دنيا پر از نامرديه، اگه آرامش نيست، خب به تو چه! تو بشين آفلاينتو بخون!
*** اگه ميخواي دستاي گرمتو ، چشماي زيباتو ، قلب عاشقتو از من بگيري بگير ! ولي انرژي هسته اي رو ازم نگير
*** دعاي هنگام طلاق: يا رب اين دلبر شيرين كه سپردي به منش ... بس كه نُنر بود، سپردم به ننه اش!
*** ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است. (سقراط)
*** يه بنده خدا به البرادعي ميگه تو دكتري! ميگه: بله. چطور؟! يارو ميگه: خب اگه دكتري چرا تو آژانس كار مي كني!
*** گناهي كه بر اثر آن ناراحت شوي نزد خدا بهتر از �كار نيكي است كه تو را دچار خودپسندي و غرور كند.
*** اگه زنبور نيشت زد ناراحت نشو! چون زنبور هم مي دونه تو گُلي!
*** دويدمو دويدم/به قلكم رسيدم/ زدم اونو شكستم/ تاپول بياد به دستم/ هيچي نبود تو قلك/ به جز يه سوسكه كوچك/ سوسكه بگم چيكار كرد؟/ ترسيد و زود فرار كرد/ خونه اون خراب شد/ دلم واسه اش كباب شد/ دويدمو دويدم/ رفتم براي سوسكه/ قلك نو خريدم!!
*** خدا روز اول زمين را خلق كرد. خوشحال شد، گفت: چه زيباست! روز دوم آسمان را خلق كرد باز هم خوشحال شد، گفت چه زيباست! روز سوم مرد را خلق كرد و باز هم گفت : چه زيباست! روز چهارم زن را خلق كرد گفت : اه اه اه چه زشته ولي اشكال نداره آرايش ميكنه خوشگل ميشه!!!
*** آلبالو! شفتالو! هلو! زردآلو! آناناس! همشو خودم ميخورم! چيه فكر كردي ميخوام پاچه خاري كنم؟!
*** براي يك زندگي سعادتمندانه ،مرد بايد «كر» باشد و زن «لال». (سروانتس)
*** ديشب خواب عجيبي ديدم! ديدم داشتم با BMW رانندگي مي كردم. نمي دونم چرا اعصابم خورد بود. يه دفعه ديدم تو وسط اتوباني! نتونستم ماشين را نگه دارم و با ماشين زدم بهت! اومدم پايين ديدم غرق خوني. گفتم تو رو خدا نمير! ولي داشتي آهسته چيزي مي گفتي. گوشم رو آوردم نزديك ديدم داشتي مي گفتي: انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
*** بهمن و علي(اصفهاني) سرباز بودن. بهمن ميميره، علي ميره براي خانواده بهمن تلگراف بزنه كه بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه ميگه: هر كلمه هزار تومان، براي تاريخ و امضا هم پول نميگيريم. علي ميگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد!
*** اگه ميشد اسمتو به سه هجا تقسيم كنم، يكيشو مينوشتم سر در دلم، يكيشو وسط دلم، اون يكي شم ته دلم! تا تو تمام دلم باشي. اما حيف كه اسمت يك هجا داره !!!!
*** تيش........ تيش....... دي دي دي دين دين دين.......... ديييييييي دي دين دي دين........ دي دي دي دين دين دين..... دي دي (چيه نتونستي بخوني؟! بابا آهنگ فوتباليست ها بود ديگه !!)
*** يك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند، درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
*** يك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
*** مي دوني چرا خانوم ها كمتر فوتبال بازي مي كنند؟ چون كمتر پيدا مي شه 11 تا زن راضي بشن يه جور لباس بپوشند!
*** يه روز يه چنگل بود كه درخت نداشت. يه شكارچي بود كه تفنگ نداشت. يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت. بعد اون شكارچي كه تفنگ نداشت، با تنفگي كه فشنگ نداشت يه گوزن شكار كرد كه شاخ نداشت. گوزن را انداخت تو يه كيسه كه ته نداشت. اين داستان نويسنده نداشت. نويسنده هم اسم نداشت. هر چند اين داستان سرو ته نداشت ولي ارزش سر كار گذاشتن تو يكيو داشت!!!
*** اولين چيزي كه بهش دل بستم، تو بودي. بيتو آروم و قرار نداشتم... گريه ميكردم... تو رو ميخواستم... ميدونستم تو نباشي نميخوابم. ««دوست دارم پستونك»»�
*** هر وقت خواستي با كسي دوست شوي، با كسي دوست شو كه دلي بزرگ داشته باشد تا براي رفتن به دل او خودت را كوچك نكني.
*** بايد فكر طلاق رو از ذهنت طلاق بدي!*** خدا نكنه گل فروش محله، عاشق بشه!
*** سلام! خوبي! يه لطفي مي كني يه عكس تمام قد از خودت برام بفرست. آخه ميخوام پاسور بازي كنم ولي جوكر گم شده!!
*** دو.........................دو....................دوس...........................دوست.............................................. دوسه تا = 6 تا !!
*** يه آقايي سكه را ميندازه بالا شير مياد فرار مي كنه!!! يه آقايي ميره تو دل طبيعت هضم ميشه!!! يه روز بابايي ميخواست زيردريايي را غرق كنه در ميزنه بعد زود در ميره!!! يه آقايي ميره وام بگيره چون ضامن نداشت منفجر ميشه!!! يه دكتري از مريضش مي پرسه: اين همه قاشق تو شكم تو چي كار مي كنه؟ مريض مي گه: خودتون گفتين روزي يه قاشق بخور!!!
*** وقتي كوچيك� بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ...............كاش �كوچيك� مي مونديم تا حرفمونو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد ميزنيم باز كسي حرفمونو نميفهمه!
*** when you open the door of your heart, you hear something like this : the bache daro beband too in sarma!!!!
*** خوشم مياد با مرام ترين كسي هستي كه تو ليست دوستاي من هستي! هر موقع ميام آنلايني! هر موقع سلام ميدم جوابمو ميدي! نميگي سرم شلوغه! كلاس نمي ذاري! خلاصه اين كه دوست دارم Yahoo helper !!
*** لحظه اي� كه به دنيا اومدي گريه مي كردي و هر كسي كه اطرافت بود مي خنديد. يه جوري زندگي كن كه بعد از رفتنت تو �كسي باشي كه مي خندي و هر كسي �كه اطرافته به خاطر از دست دادنت گريه كنه.
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم
- تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!
تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ انچهره!
تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!
- از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان!
تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!
- تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!
- از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!
- تركه ميميره، باباش رضايت نميده!
- از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!
- لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!
- از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!
آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!
- به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجهزارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!
- تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!
آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!
- از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!
- تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه!
تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!
عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زن! گ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!
- يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرد&#! 1607; ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده مي&! #1711;ه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم!
- به يك تركه ميگن: 2*2 چند ميشه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!
- تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برميگرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!
- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟!
- به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
- تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره! ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!
- يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
- تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
- تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
- يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!
تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
- يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
- عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!
- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟
- تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!
- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:چرا آقا؟ براي چي؟ تركه ميگه: بابا الان دو هفتهست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم، ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!
- دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميكنند!
- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
قزوینیه می گن چرا تو سمینار شرکت نکردی؟ میگه بابا سمینار کیلو چند؟ یه کونفرانسی. کونگره ای. کونفدراسیونی چیزی بود خبرم کنید
سوال: يه مورچه زير چرخ تريلي له ميشه ولي نمي ميره چرا؟ جواب: دعاي خير پدر و مادر پشت سرش بوده
يك روز يك ازرائيل مياد خونه ي قزوينيه ميگه شناسنامت رو بده مي خوام باتلش كنم . قزويني : زيره فرش جرات داري برش دار
-شوهر رشتی به زنش می گه تبریک می گم بلاخره تو هم مادر شدی..زن هم می گه عیب نداره بالاخره تو هم یه روز پدر می شی..
- باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هايهاي ميزده زير گریه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!
- اطلاعيه !!! خبرگزاری رسمی آمريکا از جوراب آقای احمدی نژاد به عنوان صلاح کشتار جمعی ياد کرد
- اطلاعیه !!! پرزيدنت احمدی نژاد ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که به من رای دادند
-اطلاعيه !! آقای احمدی نژاد گفتن از اين به بعد تخت دو نفره بدون سند ازدواج داده نميشود
- اطلاعيه !! آب تهران به مدت يک هفته قطع ميشود . آقای احمدی نژاد ميخواد بره حموم
ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ۲ دقيقه يه بار ازش میپرسه تشنت نيست ؟
-از يه خر میپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتی شده ولی ما زير بار نرفتيم
- ترکه سرشو بدون آب با شامپو ميشسته بهش ميگن چرا آب نميريزی ميگه آخه روش نوشته مخصوص موهای خشک
- ترکه دکتر ميشه بعد به مريضش دو تا قرص ميده ميگه يکيشو يک ربع قبل از خواب بخور يکيشم يک ربع قبل از بيداری
- ترکه از يه نفر ميپرسه ساعت چنده طرف ميگه ۵ . ترکه ميگه ای بابا از صبح هر کسی يه چيزی ميگه
- تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت
- به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيد كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه
- یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلا صه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟
- بسیجیه تلفن پیغام گیر داشته , پیغامش این بوده : لطفاً بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید
- یه روز یه ترکه که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , ترکه عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه
- ترکه داشته میرفته میبینه گوشه ی خیابون یه روباه مرده , میگه شانس اوردم وگرنه گولم ميزد
ترکه میخواسته نماز بخونه میگه الحمدلله رب العالمین... خدایا سرتو درد نمیارم ولاالضالین
جكهاي ملانصرالدين
ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!![]()
يك روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي كند. موقع گشتن به دنبال آن يك گورخر پيدا مي كند. به آن مي گويد: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت!
لطيفه
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟![]()
اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!![]()
![]()
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
![]()
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»
اشتباه
شخصي ميخي را برعكس به ديوار مي زد. دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست.»
دنياي گنجشكي
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»
موهاي سفيد
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»
طرفداري
دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!
پشيماني
شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.»
لطيفه هاي ملا نصرالديني
علت جنگ
شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
راه گم كرده
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
كندن بال مگس
ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!
عقل سالم
زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!
به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه
می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن
<----@---@---@-----<<<
اگه گفتی این چیه؟ . . . . . . . این یه سیخ گوجست که قراره باهاش جیگر تورو بخورم!
ترکه شلوارشو بر عکس مي پوشه (زيپش پشتش بوده ) موقعي که مي ره بيرون مادرش مي بينش ميگه قربونت برم که وقتي مي ري بيرون انگار داري مياي
?-
تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو بابا! مگه من زدم؟به تركه مي گن شما بدتون نمياد كه اينقدر براي شما جك مي سازن
مي گه اي بابا اينا واسه شما جوكه واسه ما خاطره است
يه بار يه ترکه پدرشو ميکشه ازش ميپرسن چرا پدرتو کشتي ميگه اخه اين اواخر به مادرم بد نگاه ميکرد
..........اولي : اگه گفتي براي کو بيدن يه ميخ به ديوار چند تا ترک هم کاري ميکنند ميکنن؟
دومي: خوب يه نفر
اولي : نه بابا- چند نفر
دومي : چه طور ؟
اولي : يکي ميخ نگه مي داره يکي چکش جند نفر بقيه ديوار رو به طرف ميخ هل مي دن
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد به تركه گفت يه آرزو كن تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن تركه ميگه من و آدم كن غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم
به تر كه مي گن دو دو تا مي گه مگه من كامپيوترم
ترکه شب بلال زياد مي خوره تا صبح اذان ميگه
راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو
دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه
همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها
!!!راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي ؟ مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاس
?-
يه روز خدا مياد به مولا نصرالدين مي گه : بيا چند روز جاي من كار كن ، اونم مياد و خدا هم دكمه هارو يادش مي ده ، كه اينو بزني بارون مياد و اين يكي رو بزني باد مياد و اينا ، يه دكمه هم نشونش مي ده مي گه اينو بزني قيامت مي شهاونم شروع مي كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر مي ره و دكمه قيامت رو مي زنه و قيامت مي شه
اول حضرت علي مياد ، مي گه تو خيلي آدم كشتي برو جهنم
همينطور پيش مي ره و مي رسه به حضرت مهدي ، مي بينه تو دفتر حضور غيابش زياد غيبت داره
!!ملا نصرالدين مي گه : تو برو با اوليات بيا
?-
به تركه ميگن چرا تركي. ميگه چيه ايدز كه نداريم خوب ميشيمترکه ميگه: چيه بايد جمله بسازم؟
?-
يه روز يه اصفهاني رو ميگيرن مي برن زندان. رو ميکنه به نگهبان زندان ميگه آقا لطفا يه ليوان آب بديد آقاهه محل نميزاره دوباره ميگه حاج آقا لطفا يه ليوان آب بديد باز هم محل نميزاره. اين دفعه ميگه کربلايي يه ليوان آب بديد آقاهه ميره يه ليوان آب مياره بعد رو به زنداني ميگه ازکجا فهميدي من کربلايي هستم زنداني ميگه چون هم کري و هم بلايي?-
يه روز يه عربه بليطه هواپيما ميگيره ميره راه آهن سواره اتوبوس ميشه با دوچرخه ميره خونشون?-
تركه ميره نون بربري ميخره از جلوي نونوايي لواشي رد ميشه ميبينه نونا دارن ميچرخن دست مي كونه تو جيبش 25 تومن درمياره ميگه:اقا اينو بگير نون منم سوار چرخو فلك كن?-
تركه ميره بيمارستان لهجشو عمل كنه.!!!!!!!!!!؟!!!!!!!!!!?
ـ يه ترکه شلنگ را برمي داره و تلويزيون را آب پاشي
?-
ترك پاهاش خواب ميره روش پتو مي كشه!!!!!!ميگه کمربند مشکي قرآن داره
!!!!
-
غضنفر مي ره امتحان راهنمايي و رانندگي بده، ازش مي پرسن؟ يه نيسان، يه اتوبوس، يه ماشين آتش نشاني و يه دوچرخه، کدوم اول بايد بره؟غضنفر مي گه: نيسان بايد اول بره، بهش مي گن: بيشتر فکر کن، ماشين آتش نشاني در حال ماموريته، مي گه: خب نيسان اول بايد بره،
بهش مي گن: بازم فکر کن، غضنفر خيلي فکر مي کنه، بعد مي گه: اول ماشين آتش نشاني، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. مي پرسن؟ پس نيسان چي شد؟ مي گه: کجايي بابا، نيسانه گازشو گرفت و اول رفت.........
جاي لره جا بزنه.
تركه تو دستشويي خوابش ميبره تابيدار ميشه تعجب ميكنه ميگه:من كيم؟ اينجا كجاست ؟كي منو ريده؟؟؟
تركه دونده بوده دوپينگ ميكنه بعد واسه اينكه كسي نفهمه خودشو آخر ميكنه
تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه
ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم
به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيدو كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه
تركه برف پاكن ماشينش رو ميزنه ، هيپنوتيزم ميشه
تركه ميره نماز جمعه ، جو ميگيرش ، موج مكزيكي مياد
تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه . بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا برميداري ؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه امد
به يه تركه ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه ؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام
قيامت ميشه بعد همه آدما ميان . خدا ميگه هركي دروغ بگه ميتركه . يه نفر مياد ميگه من آدمه خوبيم بعد ميتركه . بعدي ميگه منم آدم خوبيم ميتركه تا نوبت به تركه ميرسه , تا ميگه من آدمه..... ميتركه
يه لره ميره پيش خدا ميگه چكار كنيم كه واسه ما هم جك بسازن ؟ خدا بهش ميگه برو يه كار عجيب بكن . فرداش لره يه قلاب ماهي گيري بر ميداره ميره ميشينه توي كوير , يهو ميبينه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه
تركه يه سكه قديمي پيدا ميكنه , روش نوشته بوده 120 سال قبل از ميلاد مسيح
روي يه تركه سمباده ميكشن ميبينن زيرش لره
تركه ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم مي كنه
يه جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصد با هم ازدواج ميكنن بچشون مفقود الاثر ميشه
تركه ميره خونه خدا وقتي برميگرده ميگه هيچ جا خونه خود آدم نميشه
فرمانده به رشتيه ميگه: اين چيه دستته؟ ميگه: ناموسمه قربان. فرمانده ميگه: نه احمق! اين تفنگته. به كسي نديش ها
تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه
تركه دفترخاطراتش پر ميشه ميندازتش دور
تركه يه چراغ جادو پيدا ميكنه غولش مياد بيرون ميگه3 تا آرزو بكن . تركه ميگه اول يه پرايد ميخوام . غول بهش ميده . تركه ميگه دوميشم پرايد بده . غول بهش ميده . تركه ميگه سوميشم يه پرايد بده . غوله بهش ميده و آخر سر ميپرسه حالا اين 3 تا پرايد و ميخواي چه كار ؟ تركه ميگه ميخوام بفروشم يه زانتيا بخرم
يه روز تركا يه فارسه رو به جرم جوك ساختن عليهشون ميگيرن تا مجازاتش کنن. بهش ميگن ميندازيمت تو اتاق گاز . فارسه رو ميندازن تو يه اتاق بدون سقف فارسه ميزنه زير خنده ميگه: اتاق گازتونم كه سقف نداره. از اون ور تركه ميگه: نگران نباش وقتي كپسول گاز از اون بالا اومد رو سرت ميفهمي
تركه واسه اينكه ديگه مسخرش نكنن و بگه با بقيه فرق نداره ميره توي يه اداره كار پيدا ميكنه . خلاصه روز اول كه ميخواد بره سر كار خيلي خوشتيپ ميكنه و كت وشلوارو سامسونت و كراوات و ... . همون وقت كه ميرسه سر كار نگهبان بهش ميگه آقا شما تركين ؟ تركه تعجب ميكنه ميگه از كجا فهميدي ؟ ميگه آخه سامسونتتون رو گذاشتين توي زنبيل
به يه تركه ميگن كجا كار ميكني ميگه نانوايي . ميگن كدوم قسمتش ؟ ميگه كامپيوتر
تركه ادعاي پيامبري مي كنه بهش ميگن معجره ات چيه ؟ ميگه : ق ق ق
تركه به خدا ميگه خدايا 1000000 سال برات چقدره ؟ خدا ميگه ؟ 1دقیقه. تركه باز ميگه :خدا1000000 يورو برات چقدره؟ خدا ميگه 1 پني . تركه ميگه پس يه پني به من بده , خدا ميگه 1 دقيقه واستا
يه روز يه تركه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت كه اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي تركه ميشينه. يهو تركه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فكر ميكنه كه اگه بگوزه، صاحبخونه فكر ميكنه جو گوزيده.تركه يه كم از گوزشو ول ميكنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تكون نخورد. تركه كه خيالش راحت شده بود كه ميافته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول كرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه
![]()
نظر یادتون نره![]()
![]()
ترکه آشغال میره تو چشمش , سر ساعت 9 میشینه دم در!
ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین! !
ترکه میخواسته گردو بشکنه , گردو رو میزار زیر پاش با آجر میزنه تو سرش!
۵ تا ترک ميخواستن برن تو کسب و کار! ۵ نفری يک تاکسی ميگيرن باهاش کار ميکنن روزه بعد ورشکسته ميکنن!
ترکه ميخوره به ديوار ميگه ببخشين!
از رشتیه ميپرسن شما تو شهرتون به روز پدر چی ميگين ؟ ميگه يوم الشک!
يه روز ترکه يه پليس ميکشه بعد زنگ ميزنه ۱۱۰ ميگه حالا شدين ۱۰۹ تا!
رضازاده ميخواسته وزنهی 800 کيلويی بزنه شب ابولفضل مياد به خوابش ميگه ايندفعه ديگه روی من حساب نکن!
ترکه شب بلال میخوره تا صبح اذان میگه!
به ترکه ميگن خدا کجاست؟ نميدونم والله ولی هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه!
از یه بسیجی می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!
ترکه ميخواسته بنويسه يازده، يه 1 مي نويسه يه تشديد ميزاره روش!
ترکه دنبال دو تا دختر میکنه ازشون جلو میزنه!
به ترکه میگن نظرت درباره ی زلزله ی بم چیه ؟ میگه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا!
ترکه میره بهشت زیر پای مادرا له میشه!
یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!
یه ترکه میره مسابقهی قرآن خوانی، سورهی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده! !
ترکه میره تیمارستان میبینه یه نفر رو سرش ذغال گذاشته! ازش میپرسه چیکار میکنی؟ طرف شلوارشو میکشه پائین میگه: بفرما قلیون! )
يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب میخوابه! پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ از اينجا مربوط به نيروي درياييه!
اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟ خوب يکي ديگه اختراع مي کرد!
ترکه یه دكمه پيدا میکنه میبره پيش خياط، میگه آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!
عربه ميره مغازه با لهجه ميگه: آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
یه ترک خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفش خريده بود، دوباره وارد همان مغازه میشه و میگه: ما باز اومديم!!.
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
تبليغ موبايل پنتک در رشت :
گوشي رو بردار بابايي
ماماني با يه اقايي رفتن اتاق بالايي
پاهاشون رفته هوايي
يه چيزايي ميره يه جاهايي
عجب صدايي آي و وايي
تو رو خدا بردار بابايي
زنگه در خونتونم ! هر کی تو رو بخواد اول باید منو بزنه !!!
دوتا ترکه تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم
تركه رو ميبرن ختنه ميكنن ، ميگن حالا يه مدت بايد دامن بپوشي .
ميگه : نامردا . مگه چقدشو بريدين ؟
به پسره يزدي ميگن با مداد جمله بساز ، پسره ميگه : ما يتا دوست دختر داشتيم آي مداد آي مداد
متلك هاي بسيجي ها به دخترها: 1- نمازتو خوندي خانومي؟...2-روزه هاتو بگيرم جيگر؟...3- وقت داري واسَت دعا كنم؟...4-حيف كه روزه ام ، و گرنه جيگرتو ميخوردم...5- اگه نمازتون دير شده برسونمتون خواهر !!! اوه
لره نامزدش مي گوزه از خنده سكته ميكنه , تو اعلاميه اش مي نويسن بادي وزيد گلي پرپر شد
به ترکه میگن در روابط جنسی زن بیشتر حال میکنه یا مرد . میگه شما وقتی گوشتونو با انگشت پاک میکنین گوشتون بیشتر حال میکنه یا انگشتتون.
توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد
10.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
11.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم
یه روز یه روحاني ميره بالاي منبر يه خانم ميگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو رعايت ميكنم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم! يه خانم ديگه ميگه اينكه چيزي نيست من چادر هم ميپوشم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم !يه خانم ديگه ميگه من تو خونمون با ركابي ميگردم. حاجيه ميگه آفرين كليد خونه اينا رو بديد به من
چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟
عاشقت گشتم تو گفتي عاشقان ديوانه اند
عاقبت عاشق شدي ديدي که خود ديوانه اي
به اندازه همه وجودم مي خوامت
.
.
.
.
جانباز 99%
پیره زنه از مکه میاد توی ساکش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من که پا نداشتم دور کعبه بچرخم!! یه پیک میزدم: کعبه دور سرم می چرخید!!!
خطبه عقد رشتي ها:"النکاح سنتي "،"بعد کيف امتي"
رشتیه نصف شب بلند میشه آب بخوره میگه سلام بر حسین یهو یکی از زیر تخت میگه سلام اصغر آقا
بيچاره دخترا
اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!
اگه سریع جواب بدن مي گن منتظر بود!
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!
روزی زلب یار ربودم بوسی گفت هم بی ادبی هم لوسی
گفتم گنهم چیست ربودم بوسی گفت لب، ول کردی و لپ می بوسی
بیچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
اینم یه شعرباحال
ای یار به جهنم که مرا دوست نداری از عشق تو هرگزنکنم گریه و زاری
اگر روزی بری و یار بگیری الهی تب کنی فرداش بمیری
الهی سرخک و اوریون بگیری تب مالت و فشار خون بگیری
اگر بردی از این ها جان سالم الهی درد بی درمان بگیری
الهی تو بمیری من بمانم سر قبرت بیام قرآن بخوانم
سازمان سنجش اعلام کرد:هیچ قزوینیی حق نداره پشت کنکور بمونه
وقتی با یک انگشت به کسی اشاره میکنی بیاد داشته باش که سه انگشت دیگه به طرف خودمان است
تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده :
1- به حرمت اشک مادر توبه کردم
2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري
3- بوق نزن شاگردم خوابه
4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر
5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري)
6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن
7- دنبالم نيا اسيرم مي شي
8 - گشتم نبود ............نگرد نيست
می دونی چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب می زنن ؟ چون بعدا هر چی دید صداش در نیاد ...
اگه پسرا نبودن...
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي اشوه شتري بيان؟
رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!
به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟
میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست
میدونی کی قزوین خالی از سکنه میشه؟؟!!
فصل شالیکاری در رشت!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
این اس ام اس رو با احساس بخون :
آتش زدی بر خرمنم....
وای خر منم..
وای خر منم....
وای خر منم......
وای خر منم.......
وای خر منم..........
.
.
.
.
.
بابا فهمیدم...اینقدر نگو!!! ![]()
سه تا اصفهانی با هم مسابقه می زارن که هر کدوم زودتر سرشو از اب بیرون اورد باید پیتزا مهمون کنه بقیه رو ، هر سه تاشون می میرن ....![]()
گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره، بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده!![]()
اين اس ام اس رو واسه ۵ نفر بفرست جدي مي گم حاجت ميگيري من خودم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلی داد.!!![]()
تحقیقات دانشمندان ثابت کرده در خانواده های ایرانی یک عدد گ و ز
به اندازه ۱۰ عدد قرص اکس شادی آور است....!!!!![]()
![]()
اون بالا نشستی ما رو تحویل نمی گیری زنگ می زنم گوشی رو بر
نمیداری اس ام اس میزنم جواب نمیدی نگات می کنم رو تو بر می
گردونی بی معرفت لااقل یه نارگیل بنداز بخوریم.![]()
ميخواي با سه شماره هيبنوتيزمت كنم و بگم چه جور آدمي هستي؟ خوب، پس تا شماره 3 آروم چشمات رو ببند: . . . . . 1 . . . . . 2 . . . . . 3 . . . . . هنوز كه چشمات بازه؟ . . . . . . . . . . . ميگم چشماتو ببند! . . . . . . . . . . چرا زير چشمي نگاه مي كني؟ . . . . . . . . . . . . . اصلا نيازي به هيبنوتيزم نيست، هر خري ميفهمه كه چقدر فضولي![]()
اگهي ازدواج: خانومي هستم تحصيل کرده، زيبا، با موهاي مشکي و بلند، چشم هاي مشکي، اندامي مناسب، کمري باريک، کاملا معاشرتي، داراي آپارتمان و ماشين آخرين مدل و با وضع مالي عالي،که حاضر به ازدواج با هيچ مردي نيستم.... فقط اگهي دادم دلتون بسوزه![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب...
سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره
قلب دخترا مثل قبرستون مي مونه، هركي رفت توش ديگه بيرون نمي ياد ولي قلب پسرا مثل هتل پنج ستاره است معلوم نيست كي مي ره كي مي ياد
قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف
ترکه ميره خونه ميبنه زنش با چند تا مرده گردن کلفت نشته . ميفهمه جوکو اشتباه اومده ميره بيرون رشتيه مياد تو
لاستيک قلبم را با ميخ نگاهت پنچر نکن.
آسمان را ستاره زيبا مي كند باغ را گل عشق را محبت چشم را اشك و تو را عمل دماغت
می خواستم برات سبزی عید بفرشتم ترسیدم طاقت نیاری بخوریش
پیام تبریک سال نو ترک ها :
حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ی ایثار و پیروان آن حضرت صلوات !
با آرزوی
12 ماه شادی،
52 هفته پیروزی،
365 روز سلامتی،
8760 ساعت عشق،
525600 دقیقه برکت،
3153000 ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد
طبق آخرين مصوبه وزارت دادگستري ديونه بودن جرم نيست پس تو هم راحت به کارت برس…
آبادانیه میره تو یه کتابفروشی .... میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ........... کتابفروش میگه : نه ........ آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!
ميخواستم از درياي عشقت يه آفتابه آب بردارم اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
هر چه نور بيشتر باشد سايه عميق تر است.
در اين دنيای نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند من خوش باور نادان محبت آرزو کردم
آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
ادامه مطلب...
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."
"اين عمل ، كاملا در مرحله آزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده ؟";
دكتر بلافاصله جواب داد : "5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."
موقعيت ناجوري بود , آقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "
دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
که هرچي فکر ميکنم يادم نمياد چي بود
*********
یه ضرب المثل رشتی میگه:
رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!!
تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده...!!!
به مناسبت سال اتحاد ملی : لر و ترک و کرد رشتی همه خرن...!!!
اون گل میبره....تو دل....!!!
3
3
3
3
3
3
برو پایین سر کار نیستی...
3
3
3
3
3
3
3
3
3
یه کم دیگه بری میرسی " باور کن سر کار نیستی...
3
3
3
3
3
3
3فارشی دوست دارم...
...
.
........
....
...
..
.....
مشترک گرامی دسترسی به این اس ام اس امکان پذیر نمیباشد...!!!
دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم.
اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.
يارو ميگه دوميش چيه؟
دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!!
جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکي ما قرار خواهد گرفت...
.لره ميگه: چرت ميگه، چون قم 2 تا نقطه بيشتر نداره
ترکه ميگه جفتتون زر مي زنيد چون "گم" اصلا نقطه نداره.
*********
اصفهانيه مي خواد عكس بگيره مياد اتوبان تهران-کرج با سرعت بالاي 120 كيلومتر شروع ميکنه به دويدن!
بليط هاي اصفهان از 20 تومن به 10 تومن كاهش پيدا مي كنه، اصفهانيا اعتراض مي كن. ازشون مي پرسن واسه چي اعتراض كردين مي گن چون قبلا كه پياده مي رفتيم 20 تومن به نفعمون بود، اما حالا 10 تومن به نفعمونه!
********
********
طرز تهيه دوست دختر: براي تهيه ي اين عنصر کافي است مقداري اکسيد اسکناس و نيترات پژو 206 در سولفات ويلا و يکم طلا به عنوان هديه و کمي کلريد خواهش اضافه شود. سپس گاز اشوه و سولفور ناز متصاعد شده و بعد از ميعان به صورت عشق دختر رسوب مي کند!
1-از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره...
.
.
.
.
.
.
آخه خر نميتونه مثله اسب از روی موانع بپره...
ميدوني خراب تر از شهر بم شهر ديگه اي نيست ..
.
.
.
.
پس بمتم !!
********
معتاده به دختره متلك ميگه: چشاش بيشت لباش بيشت تيپش بيشت دختره برگشت و گفت : گم شو اشغال معتاد گفت: انژباط شفر
اگه از کنار خر رد شدی ار ار کرد بدون زوج مورد علاقشو پیدا کرده ...!!!
سوالی رو که در پایین مشاهده می کنید و یک تست روانشناسی CSI:Crime Scene Investigation است. متن را با دقت بخوانید، تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند:
یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود. اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است؟
چند دقیقه با خود فکر کنید
پاسخ صحيح در پايين همين صفحه نوشته شده
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
v
و اما پاسخ: ان زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببیند. اگر توانستيد به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما یک بیمار روانی یا psychopath هستید. یکی از بزگترین روانشناسان آمریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام داد تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می دهند. نکته ی جالب اینکه اکثر قاتل های سریالی به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند. بنابراین اگر پاسخ شما صحیح بود احتمالا شما یکی از قاتل های سریالی آینده خواهید بود! مبارک است.
ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفا یک عکس جدید برامون بفرستید.
سه تا موش ميرسن به هم شروع ميكنن به خالي بندي اولي ميگه من تا حالا 10 بار از تو تله موش پنير درآوردم دومي ميگه اين كه چيزي نيست من 40 بار دراوردمو تازه هيچيمم نشده سومي داشته فكر ميكرده چي بگه يهو موبايلش زنگ ميزنه رو ميكنه به دو تاي ديگه ميگه بروبچ زنگ زدن گفتن همين الان يه گربه بلند كرديم پاشو بيا.......
ترکه يه خوشه ي انگور دستش بوده هي يه دونه يه دونه انگور ها را مي خورده. دوستش که داشته اين صحنه را تماشا مي کرده ميگه : بابا يه دفعه يه مشت انگور بريز تو دستت بعد يهو بريز دهنت . ترکه مي گه : هه مگه هلو ئه ؟!!
قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!
رشتیه به زنش مشكوك بوده، یك بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یك سطل ماست میگذاره و یك گوشكوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یك نفر رو تخت خوابیدن گوشت كوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده!!!
بچه ها شوخی شوخی به گنجيشکا سنگ ميزنن،گنجيشکا جدی جدی ميميرن،آدما شوخی شوخی زخم زبون ميزنن و قلبا جدی جدی ميشکنن،و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشقت ميشم،کاش شوخی شوخی به اينکه جدی جدی دوست دارم فکر ميکردی
جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت ميكنيم. خرس رفت خوابيد ولي نميدونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه
عرض سلام به بلندي بيل و به محکمي کلنگ به گردي استانبولي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي کمچه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار به لطافت معمار به شجاعت صاحب کار به رشادت مهندس به صلابت جوشکار به محبت صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توي بيکار
من رسیدم
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه
يه ابادانيه ميخواست فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود
رفت لب مرز ديد بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور مي كنن
خوشحال شدكه راهشو پيدا كرده.
رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد
وبه زندان انداخت.از پليسه پرسيد: اين همه ادم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور كردند
چطور شد كه شما فقط منو ديدي؟
پليسه گفت : اخه پدرسوخته كدوم گوسفنديه كه عينك ريبون ميزنه؟
برای دیدن بقیه جک ها روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...
غضنفر رفت حج. وقتي زمان رمي جمرات داشت به شيطان سنگ مي زد، اين قدر سنگ انداخت تا سنگهاش تموم شد، بعد شروع كرد به فحش دادن.
هل نده
غضنفر داشت تو خيابون مي رفت. شنيد يه خانومي داره دعا مي خونه و به خدا مي گه: خدايا يه شوهر خوشگل براي من بفرست. غضنفر در حالي كه به طرف خانومه مي رفت، مي گفت: خدايا هلم نده، خدايا هلم نده
ميني بوس
برادر غضنفر مرده بود و داشت تو مسجد خيرات مي داد. هر كسي مي اومد يه دونه خرما از توي سيني بر مي داشت و فاتحه مي خوند و مي رفت. يه دفعه يكي اومد و چنگ زد و يه مشت خرما برداشت. غضنفر ناراحت شد و داد زد: اوي! يه نفر مرده، ميني بوس كه چپ نشده.
تلافي
يه بار جاسم با اتوبوس داشت مياومد تهران. وقتي نشست تو اتوبوس كفشش رو در آورد. بوي گند اتوبوس رو پر كرد. يك مسافر اعتراض كرد ولي جاسم حاضر نشد كفشش رو بپوشه. بالاخره شاگرد راننده اومد و گفت: اوي مرتيكه كفشت رو بپوش. جاسم گفت: كفشش نمي پوشم، خودم پولش دادم برا اتوبوس، دلم مي خواد كفشم رو در بيارم. بالاخره راننده ماشين رو نگه داشت و در حالي كه يه چماق گنده دستش گرفته بود، به طرف جاسم اومد و بهش گفت: اگر كفشتو نپوشي با اين چماق مي زنم تو سرت و از اتوبوس مي اندازمت بيرون. جاسم در حالي كه كفشش رو ميپوشيد، گفت: باشه، حالا كه زوره كفشم رو ميپوشم، ولي از همين جا تا تهران براتون ميگوزم.
ايراني عزيز
يه روز خدا تصميم مي گيره به سه تا از بنده هاي خوبش چيزي بده. يك فرانسوي و يك آلماني و يك اصفهاني رو انتخاب مي كنه و به فرانسوي مي گه: چي از دنيا مي خواي؟ فرانسوي مي گه: خدايا، من يه همسايه دارم كه يه ويلاي بزرگ تو بندر مارسي داره، دلم مي خواد مثل اون ويلا رو تو مارسي داشته باشم. خدا بهش يه ويلا مثل همون تو مارسي مي ده.
خدا از آلماني مي پرسه: تو چه آرزويي داري؟ آلماني مي گه: خدايا! همسايه من يه بنز 600 مدل 2003 داره. خدا مي گه: مي خواي تو هم مثل اون بنز رو داشته باشي؟ آلماني يه مي گه آره و خدا يك بنز 600 مدل 2003 به اون مي ده. خدا از اصفهاني مي پرسه: تو چه آرزويي تو دنيا داري؟ اصفهاني مي گه: خدايا همسايه ما يه مزرعه بزرگ تو نجف آباد داره كه خيلي آباد هست. خدا مي گه: مي خواي يه مزرعه شبيه اون رو به تو بدم؟ اصفهاني مي گه: نه خداجون نمي خواد به من بدي، مال اونو ازش بگير.
رشتيه پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه ميكرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره و ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:ميگه: بابا بيخيال،شوخي كردم جون حاجي.اصلاً الان يدونه مَشتيشو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاًامروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،رئيسم هم بيرونم كرد! بعد اومدم برگردم خونه، ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، گفتن كاريش نميتونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايهها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردی
تركه داشته براي رفيقش تعريف ميكرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچهها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!
تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده
يه روز يه نفر ميره بهشت زهرا ميبينه تمام مرده ها روي قبرها نشستند . تعجب مي كنه . ميره از يكي از مرده ها سوال ميكنه چرا بيرون نشستي . ميگن سوالات شب اول قبر لو رفته گفتن بيرون باشيد تا خبرتون كنيم
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون
تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!
بعد از سالها جعبة سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، آخه اين همه نارجك و كوفت و زهرمار بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!
به پدر حسین فهمیده گفتن نظر شما در مورد کاری که پسرتان کرد چیست؟
گفت: پسر من غلط کرد که همچین کاری کرد ، من هنوزه که هنوزه دارم قسط این تانکها را می دهم.
خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار ميپرسه: پس تو كار آشپزخونهايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مينويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپارهاي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد ميزنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه تقي داريم که ...
من یه وبلاگ دیگه دارم به اسم خدنگستان که مطالبی در مورد سریال جواهری در قصر و تمامی عکسهای مربوط به بازیگران این مجموعه توش هست.
ببینید بد نیست.اینم آدرسشه:
بالاخره بعد از گذشت چند ماه دوباره اومدم.
اومدم تا دوباره به این وبلاگ سر و سامان بدم ان شاء الله.
امیدوارم از نظراتتون استفاده کنم.
آرزوی توفیق
سقوط مرگبار دختر 20 ساله از طبقه 15 ساختمان
دختر 20 ساله تهراني بامداد ديروز خود را از طبقه 15 يک مجتمع مسکوني به پايين پرت کرد و به زندگي اش پايان داد.
به گزارش خبرنگار جام جم ، ساعت 7 بامداد روز گذشته يکي از اهالي شمال تهران با کلانتري 101 تجريش تماس گرفت و از مرگ دختر جواني خبر داد. به دنبال اين ماجرا ، ماموران کلانتري به محل حادثه که در حوالي برجهاي سفيد دوقلوي فرمانيه بود ، اعزام شدند و ماجرا را به هنرمند ، بازپرس کشيک دادسراي جنايي تهران اطلاع دادند. ماموران در بررسي از محل حادثه پي بردند که دختر جوان از طبقه 15 يک مجتمع به پايين سقوط کرده است.
با دستور بازپرس هنرمند ، جسد دختر جوان به پزشکي قانوني انتقال يافت و در بررسي از جيبهاي او ، کاغذي يافت شد که داخل آن نوشته شده بود ، من درسا 20 ساله هستم ، پدر و مادرم از هم جدا شده و در خارج از کشور زندگي مي کنند و اين وصيتنامه را ساعت 4 بامداد نوشته ام چراکه تا چند ساعت ديگر زنده نخواهم بود. با کشف هويت دختر جوان ، تحقيقات پليسي براي فاش شدن انگيزه مرگ وي آغاز شده است.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
نبش قبر کودک 6 ساله راز مي گشايد
با ادعاي يک شهروند تهراني مبني بر اين که مادرشوهرش در قبر کودک 6 ساله اش دفن شده است ، کارآگاهان جنايي تهران با معماي پيچيده اي روبه رو شدند.
به گزارش خبرنگار جام جم ، جعفري ، معاون دادسراي امور جنايي تهران روز گذشته با اشاره به طرح شکايت يک شهروند تهراني که مدعي است خانواده شوهرش اقدام به نبش قبر کودک 6 ساله اش کرده اند به خبرنگار ما گفت: زني با مراجعه به دادسرا از خانواده شوهرش شکايت کرد و مدعي شد که کودک 6 ساله اش 15 سال پيش فوت کرده و امسال خانواده شوهرش بعد از مرگ مادرشوهرش جسد وي را در قبر فرزندش دفن کرده اند. با ادعاهايي که اين زن مطرح کرد ، پرونده براي تحقيقات بيشتر در اختيار کارآگاهان اداره 10 پليس پايتخت قرار گرفت تا راز پنهاني اين خانواده فاش شود.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آنان به کودکان ورزشکار هم رحم نمی کنند
جام جم آنلاین: حداقل 12 نفر که بیشترشان کودک بودند، هنگام بازی فوتبال در غرب بغداد کشته شدند.
به گزارش بی بی سی، کودکان مشغول بازی در زمینی خاکی در یک محله شیعه نشین بغداد بودند که دو بمب زیر پایشان منفجر شد. علاوه بر 12 کشته حدود همین تعداد هم مجروح شدند.
پلیس گفت بمب وسط زمین مخروبه که بچه ها معمولا آنجا بازی می کردند کار گذاشته شده بود.
این جنایت ساعاتی پس از آن صورت گرفت که رئیس جمهوری عراق گفت نیروهای عراقی تا پایان سال 2006 به جای نیروهای امریکایی، حفظ امنیت کشور را در دست خواهند گرفت.
جلال طالبانی رئیس جمهور عراق در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت این انتقال تدریجی انجام می شود اما تا سال جدید تکمیل خواهد شد.
علی رغم تلاش های دولت عراق و حضور نیروهای امریکایی، شورشیان مدام مردم بی گناه عراق را قربانی می کنند.
از یه جوجه تیغی کوچولو می پرسن آرزوت چیه؟ نگاهی معصومانه میکنه میگه: بغلم می کنی؟![]()
آقاي پدر! در كمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچة پياز خوردة غير پاستوريزه
، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشدهات را به سر و صورت حساس من نماليد! ![]()
خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من ، نه تنها كمكي به رشد فكري من نميكنه ، بلكه براي دبي شير شما هم مضر است!!!لازم به ذكر است كه سوسك هم يكي از اجسام داخل خانه محسوب ميشود! ![]()
پدر محترم! هنگام دستچين كردن ميوه ، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسكوپي
، گوشهاي ماهوارهاي و سيبيلهاي دم الاغياش مرا به ياد قرضهاي شما مياندازد!
مخصوصاً وقتي كه چشمهاي خود را گشاد كرده و با تكان دادن سر و لبهايش « بول بول بول بول » ميكند!
زهر مار ، درد ، مرض ، كوفت! الهي كف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش كني تو شلوارت! ![]()
مادر محترم! شصت پا وسيلهاي است شخصي ، كه اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم ، گير بدهيد!![]()
آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر ، به جاي پرت كردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين از چينيهاي توي كابينت استفاده نماييد! اكشن بودن دعوا به همين چيزهاست! ![]()
خانوم مادر! از مصرف هله هولة زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست ، بلكه موجب ميشود كه شيرتان بوي « بچه سوسك مرده » بدهد. ![]()
آقاي پدر! كودكان توانايي كافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي كه شما شكم مرا « پوووووووف » ميكنيد به حداقل ميرسد! الان بگم كه بعد شرمندهتون نشم!![]()

